تبليغاتX
شيداترين شيدا

ميون اين همه فريب تو اين همه حيله ديگه


تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيله ديگه


تا اطلاع ثانوي نه حرف دارم نه حنجره


عشقمه زندون مي کنم پشت هزار تا پنجره


نگاهمو پس مي گيرم جلوش يه ديوار مي زنم


جمله ي دوست دارم رو کنج دلم دور مي زنم


تا اطلاع ثانوي عاشقي تعطيله ديگه


ميون اين همه فريب تو اين همه حيله ديگه


تا اطلاع ثانوي عشقتو بي خيال مي شم


گوشه اي تنهامي شينم همدم ماه و سال مي شم


تا اطلاع ثانوي نه من ديگه نه تو ديگه


تا اطلاع ثانوي برو ديگه برو ديگه


دلت رو با من يکي کن چشماتو پاک کن از دروغ


دورنگي هارو خط بزن تو اين شباي پر فروغ


جمله به جمله خط به خط


شونه به شونه پا به پام


بذار که باورم بشه هموني هستي که مي خوام


دروغاتو بلد شدم برو ديگه برو ديگه


تا اطلاع ثانوي نه من ديگه نه تو ديگه


تا اطلاع ثانوي برو ديگه برو ديگه


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 20:21  توسط شیدا | 


اي كبوتران آسمان سرنوشتم ، كجاييد؟


تنهاييم بيشتر و بيشتر شده و آفتاب دلم ديگر طلوع نمي كند


اي ياس هاي باغ سرنوشتم ، كي مي توان همرنگ شما شد؟


مي خواهم با پرستوهاي مهاجر همسفر شوم

 
و به جايي بروم كه چراغ اميد در قلب ها روشن باشد!!!
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 16:48  توسط شیدا | 


سفر غريبي داشتم

توي اون چشم سياهت

سفري که بر نگشتم

گم شدم توي نگاهت

يه دل ساده ي ساده

همه جا همسفرم بود

عشق تو مثل يه سايه

همه جا همسفرم بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 10:40  توسط شیدا | 

 

آه از سرخي شفق ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:47  توسط شیدا |