تبليغاتX
شيداترين شيدا

قرار نبود...


برای همه آنهایی که بی تقصیرند


قرار نبود آن وقتهای تو جایشان را


با این وقت های من عوض کنند


قرار نبود عشق هم مثل خوشبختی،بوسه و عیدی


اولش قشنگ باشد


قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم


قرار نبود بین عشق وقفه بیفتد


قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند


قرار نبود هر کس به هوای شکستن دل خودش بماند


قرار نبود کسی دیر کند


قرار نبود دیوانه ای برای شکست دیوانگی طلب زنجیر کند


قرار نبود انتخابمان بین آسمان فردا و تردید زمین گیر کند


قرار نبود هر کس سرش گرم شد دل را هم سر گرم کند


غافل از آنکه دیگری با سردی او و گرمی او


با گرمای دیگری از هر چه گرمی است دلسرد شود


قرار نبود هر چه قرار نیست باشد


قرار تنها بر بی قراری بود برای برقراری


گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از گناه تو باشد


اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش


بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را می گیرد


فقط یک چیز مهم است که باید به یاد همه بماند


اگز اتفاقی که نباید بیفتد،افتاد


نتها برایت می نویسم خودت خواستی تقصیر من نبود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 19:4  توسط شیدا |