![]() |
![]() |
|
|
آن زمان که اطرافت پر است از دوستان خوش سخن و رنگین پوست که از رنگین بودن آنها به تنگ آمدی و در حسرت یک رنگ بودنشان سینه ات مالامال غم است! کاش ﻣﻰفهمیدند که : "قالی از صد رنگ بودنش زیر پا افتاده است" کاش ﻣﻰدانستند باید دوست بود تا اینکه از دوستی سخن گفت. کاش معنی این پیمان مقدس را ﻣﻰدانستند. و من اکنون ﻣﻰفهمم که چرا درد را باید با چاه گفت!
و این روزی است که در ازدحام تنهایی خود غرق ﻣﻰشوم!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 9:8 توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حیف اون قلب پاکم که دست تو سپردم
کاشکی که روز اول تو تنهایی می مردم |
| پیوندهای روزانه |
|
رهاترین رها // شیما جان آرشیو پیوندهای روزانه |
| دوستان عزیزم |
|
مرگ سكوت // ستاره جان مسافرغريب شبهاي نيلوفري//شايان جان حرفهاي دل فرشاد //فرشاد جان شيدا جون // lover |
|
RSS
|