![]() |
![]() |
|
|
آه چه احساسات قشنگی به سادگی یک برگ خشک پاییزی زیر پاهایی سنگین و بی احساس له شد... و من ماندم و حسرتی جاوید که چه بی گدار به آب زده بودم که چه بی حساب دل باخته بودم.....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 18:7 توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حیف اون قلب پاکم که دست تو سپردم
کاشکی که روز اول تو تنهایی می مردم |
| پیوندهای روزانه |
|
رهاترین رها // شیما جان آرشیو پیوندهای روزانه |
| دوستان عزیزم |
|
مرگ سكوت // ستاره جان مسافرغريب شبهاي نيلوفري//شايان جان حرفهاي دل فرشاد //فرشاد جان شيدا جون // lover |
|
RSS
|