![]() |
![]() |
|
|
چقدر دل نگران ايستاده اي ماه من هميشه تلخ وگران ايستاده اي ماه من تو هم شبيه مني، از تبار ققنوسي هزار شعله به جان ايستاده اي ماه من ميان چشم تو غرقند رودهاي جهان سكوتِ در فوران ايستاده اي ماه من به سرو قامت تو دل سپرده شاعر مست فقط تويي كه چنان ايستاده اي ماه من سخن زهجرت و پاييز مگو بهار دلم بمان،هميشه بمان،ايستاده اي ماه من
"برای فراموشی دل نگرانی هایت" به كنجی می خزم آرام و خاموش... افسوس مي خورم كه چرا دريچه ی کودکیم با تو پیوند نخورد... به تو می اندیشم... به تو که برایم همه کسی! با من بمان ای ماندنی ترین عشق... تا به ابد ، تا به انتهای رؤيا ها... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 12:2 توسط شیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حیف اون قلب پاکم که دست تو سپردم
کاشکی که روز اول تو تنهایی می مردم |
| پیوندهای روزانه |
|
رهاترین رها // شیما جان آرشیو پیوندهای روزانه |
| دوستان عزیزم |
|
مرگ سكوت // ستاره جان مسافرغريب شبهاي نيلوفري//شايان جان حرفهاي دل فرشاد //فرشاد جان شيدا جون // lover |
|
RSS
|